آشنايی با پديده اثر تماشاگران

شاخه : روانشناسی_اجتماعی —
سطح مقاله : مقدماتی

در روانشناسی اجتماعی پديده اي وجود دارد به نام ” اثر تماشاگران ” bystander effect .
بر طبق اين پديده ، ميزان عکس العمل افراد نسبت به اتفاقات غير طبيعی و ناگوار ، نسبت مستقيمی با کميت افراد دارد،
بر طبق اين پديده هر چقدر تعداد افراد در مواجه به يک پيشامد ناگوار بيشتر باشد ميزان عکس العمل آنها نسبت به آن پيشامد کمتر ميشود.
به عنوان مثال اگر فردی تنها مشغول قدم زدن در يک خيابان باشد و با شخصی مجروح مواجه شود ، احتمال اينکه به کمک شخص مجروح برود بسيار بالا ميباشد ، اما اگر همين فرد در داخل يک بازار شلوغ با همان شخص مجروح مواجه شود ، احتمال اينکه به کمک آن فرد برود بسيار پايين ميآيد.
احتمالاً با اين صحنه بارها و بارها مواجه شده ايد که فردی در گوشه خيابان در يک بازار يا مکان شلوغ دچار مشکلی شده يا مشکلی دارد ، اما جمعيت فقط از کنار ايشان رد ميشود يا نهايتاً ايشان را نظاره ميکند ، در اين حالت دقيقاً اثر تماشاگران شکل گرفته است.

بنابرين هر چه تعداد حاضران یک صحنه بیشتر باشد، احتمال کمک آن‌ها به فردی که پریشان و نیازمند کمک است کمتر خواهد شد. هنگامی که شرایطی اضطراری پیش آید، ناظران و شاهدان صحنه، در صورتی که اندک یا تنها باشند، احتمال این که به کمک بشتابند بیشتر است. بیب لاتن و جان دارلی، طی یک سری مطالعات کلاسیک دریافتند که مدّت زمانی که طول می‌کشد تا فردی به کمک برخیزد و اقدامی بکند به تعداد حاضران در صحنه بستگی دارد.

بيب لاتن و جان دارلی مشخص کردند دليل بوجود آمدن اين پديده ، نوعی وانهادگی مسئوليت يا پراکندگی مسئوليت در جمع ميباشد ، بدين صورت که در مواجه به يک پديده اضطرار ، يا مردم به اين باورند که افراد ديگر در اطراف هستند که مسئوليت پذير تر و يا مجرب تر باشند و کمک بهتری به قربانی يا رفع شرايط اضطرار کنند و يا ممکن است تصور کنند در صورت ارائه کمک های نامناسب برايشان مشکل آفرين باشد.

هر چه تعداد حاضران یک صحنه بیشتر باشد، احتمال کمک آن‌ها به فردی که پریشان و نیازمند کمک است کمتر خواهد شد.

💥نتيجه A :
با توجه به آزمايشات دو روانشناس (آقای بيب لاتن و جان دارلی) وقوع يک پيشامد اضطراری دارای 5 حالت هست:
1. اضطراری که شامل تهديدی جدی باشد
2. اضطراری که غير معمول و نادر باشد
3. اضطراری که نيازمند تغيير وضعيت سريع و اورژانسی باشد
4. اضطراری که قابل پيشبينی نباشد و به يکباره اتفاق بيافتد
5. اضطراری که نياز به دخالت و اقدام فوری داشته باشد
قائدتاً هر چقدر درجه اضطرار بالاتر باشد احتمال مداخله تماشاگران بالاتر ميرود.
💥نتيجه B :
هنگامی که اتفاقی مشاهده ميگردد ، در صورتی احتمال دخالت تماشاگران در آن بالا ميرود که از آن اتفاق به عنوان يک اضطرار درجه بالا برداشت شود ، در اين حالت با توجه به اصل نفوذ اجتماعی ، تماشاگران حالت ساير افراد را در مواجه با آن شرايط اضطراری ميبينند و براورد ميکنند که آيا ديگران به آن اتفاق واکنش نشان ميدهند يا نه.اگر مشخص شود که ديگران به آن وضعيت ، واکنش نشان نميدهند ، افراد تماشاگر نيز ، موقعيت را به صورت موقعيت اضطرار برای خود تفسير نميکنند و مداخله نميکنند . اين نمونه اي از جهل پولاريسم يا اثبات اجتماعی ميباشد.
💥نتيجه C :
بيب لاتن و جان دارلی مشخص کردند ميزان مسئوليت تماشاگران نسبت به قربانی که دچار وضعيت اضطرار شده به 3 چيز بستگی دارد :
1. اينکه احساس کنند شخص قربانی سزاوار کمک هست يا خير ؟
2. آيا خودشان ( تماشاگران ) صلاحيت کمک به قربانی را دارند ؟
3. سطح و عمق ارتباط تماشاگر با قربانی
💥نتيجه D :
ابهام يکی از عواملی است که بر زمان واکنش تماشاگران تاثير ميگزارد ، هر چقدر ابهام اينکه قربانی نياز به کمک دارد يا نه ، بالاتر باشد ، زمان واکنش آهسته تر ميشود ( شنيدن سقوط يک فرد در شرايطی که مطمئن نيستند آسيب ديده است يا نه ) اما زمانی که ابهام پايين ميآيد ( فرياد يک فرد برای کمک ) زمان واکنش سريع تر ميشود.
💥نتيجه E :
شرايط اقليمی از عواملی است که بر زمان واکنش تماشاگران تاثير ميگزارد . احتمال کمک تماشاگر در شرايط يکسان و در مواجهه با اضطرار يکسان ، در يک شهر دور و غريب ، پايين تر از زمانی که آن اتفاق در شهر خودش ميآفتد ميباشد.
💥نتيجه F :
در صورتی که جمعی از تماشاگران متعلق به يک گروه يا مجموعه اي باشند ، احتمال انجام واکنش در برابر بروز موارد ضروری يا کمک به قربانی از طرف هر يک از اعضای آن گروه به عنوان تماشاگران بالاتر ميرود.
💥نتيجه G :
زمانی که اثر تماشاگران در مواجه با يک اضطرار به جريان افتاده باشد و به صورت موج در آمده باشد ، فردی که پيش قدم در واکنش به مورد اضطرار يا کمک به قربانی شود ، (به دليل اينکه اولين نفری بوده که حاضر به پذيرش مسئوليت شده است ) نهايتاً به عنوان قهرمان شناخته ميشود.

آزمايش دو روانشناس (آقای بيب لاتن و جان دارلی) :

در یک آزمایش، افراد در یکی از سه موقعیت زیر قرار داده شدند: تنها در یک اتاق، به همراه دو شرکت کننده دیگر، یا به همراه دو همدستی که وانمود می‌کردند شرکت کننده عادی هستند و همدیگر را نمی‌شناسند. پرسشنامه‌ای در اختیار شرکت کنندگان قرار داده می‌شد و از آن‌ها خواسته می‌شد به تکمیل آن بپردازند. به هنگام پر کردن پرسشنامه، دودی در فضای اتاق می‌پیچید. هنگامی که شرکت‌‌کنندگان تنها در اتاق بودند، 75٪آنان وجود دود را به آزمایش گیرندگان اعلام کردند. امّا هنگامی که شرکت‌کنندگان به همراه دونفردیگردراتاق بودند تنها 38٪آنا نوجود دود راگزارش کردند. و درگروه آخر، دو نفری که هم دست بودند با هم راجع به برخاستن دود صحبت می‌کردند و سپس آن را نادیده می‌گرفتند. در این حالت تنها 10٪ازشرکت‌کنندگان اصلی وجود دود راگزارش کردند.

برای درک بهتر اثر تماشاگران (bystander effect) ديدن اين کليپ را به شما دوستان عزيز توصيه ميکنم.

پاسخی بگذارید