پدیده جالب کورتصمیمی

سطح مقاله : مقدماتی —
شاخه : تصميم گيری و انتخاب

🔹یک آزمایش فوق العاده جالب ترتیب داده شد.
💠پانزده جفت عکس آماده شد و به تعدادی شرکت کننده گفتند که کدام یک از این دو عکس را دوست داريد؟ جفت عکس اول، جفت عکس دوم تا پانزدهم و شرکت کنندگان از بین این 15 جفت عکس به ترتیب گفتند که از هر جفت، کدام را دوست دارند (کدام زیباتر است)؟

💠بعد عکسی را به شرکت کننده نشان دادند و گفتند: از میان جفت عکس اول، شما این عکس را انتخاب کردی. چرا این؟
🔹هر شرکت‌کننده‌ای هم توضیح می داد که مثلا آن فرد چشم زیباتری دارد یا مدل موهایش جذاب تر است یا …

💠حالا واقعیت چه بود؟
🔹راستش را بخواهید آن عکسی که به او نشان داده بودند، اتفاقا عکسی بود که شرکت کننده آن را انتخاب نکرده بود!!
🔹جالب این جاست که فقط حدود ده درصد شرکت‌کننده ها گفتند که من که اصلاً این را انتخاب نکرده‌ بودم!
🔹بامزه تر آنکه وقتی پس از پایان آزمایش از شرکت کننده ها پرسش شد که اگر تصویرهای اولیه را جابجا کنیم، آیا متوجه می‌شوید؟و بیش از هشتاد درصد شرکت‌کنندگان با پاسخ دادند که بله حتماً !!!.

💠این آزمایش روی موارد دیگری از جمله عطر همچنین در فضاهای دیگر از جمله فروشگاه ها و حتی متخصصان (پزشکان) انجام شده و به همین نتیجه رسیده است. این پدیده «کوری نسبت به انتخاب» نام گذاری شده است به جهت اختصار آن را «کورتصمیمی» می نامم.

💠این پدیده ممکن است در نگاه اول این پدیده احمقانه و بد به نظر برسد اما این مکانیزم برای بقای ما انسانها لازم است.
💠فاصله‌ی بین آنچه دوست داشتم و آنچه روی داده، فاصله‌ی دردناکی است. باید به شکلی این فاصله کم شود. معمولاً رویداد قابل تغییر نیست. به همین دلیل، به نظر می‌رسد ما ترجیح می‌دهیم باورها و ارزش‌ها و اولویت‌های خودمان را تغییر دهیم یا بازتفسیر کنیم.

فاصله‌ی بین آنچه دوست داشتم و آنچه روی داده، فاصله‌ی دردناکی است. باید به شکلی این فاصله کم شود. معمولاً رویداد قابل تغییر نیست. به همین دلیل، به نظر می‌رسد ما ترجیح می‌دهیم باورها و ارزش‌ها و اولویت‌های خودمان را تغییر دهیم یا بازتفسیر کنیم.

🔵این پدیده دو پیام کلیدی برای ما دارد:
1— خیلی اوقات ما نمی توانیم متوجه شویم که اهدافی که نشانه گرفته بودیم و اهدافی که اکنون محقق شده است، تفاوت دارد. ذهن ما در یک فرآیند ناخودآگاه این دو را یکی می کند تا ما کمتر درد بکشیم.
2— وقتی نتایج تصمیم گیری و یا سرمایه گذاری محقق شد و آن نتایج مطلوب نباشند ما دو راهکار داریم: یا آن تصمیم گیری/سرمایه گذاری را اصلاح کنیم یا اینکه نتایج آن تصمیم گیری/سرمایه گذاری را توجیه کنیم.
(مثلا به عنوان نمونه ممکن است برای شغل مان ده ها آرزو و هدف داشته باشیم اما بعد از اینکه رفتیم سر کار، دیگر توجیه می کنیم که همین جا خوب است دیگر!!)

💠ما نمی توانیم برای همه تصمیمات خود، یک فرآیند آگاهانه و تحلیلی و مدون را طی کنیم اما برای تصمیمات مهم مان به ويژه مواردی که در بلندمدت قابلیت اصلاح دارد باید دو مساله را رعایت کنیم:

— قبل از تصمیم گیری ، اهداف، انتظارات و معیارهایمان را مکتوب کنیم. دقت کنید که نگفتم به آن ها فکر کنیم تاکید می کنیم که مکتوب و مستند.
💠مکانیزم کاهش فاصله آنقدر حرفه‌ای و خوب توسط مغز انجام می‌شود که اگر اصول و ارزش‌های خود را به خاطر نیاورم، آنها را به شکلی توضیح می‌دهم و توجیه می‌کنم که با آنچه روی داده است، همسو شود.

— بعد از تصمیم گیری، هم خودمان و هم از طریق افراد مستقل بررسی کنیم که آیا بین آنچه محقق شده و آنچه انتظار می رفت تطابقی وجود دارد یا خیر؟

قبل از تصمیم گیری ، اهداف، انتظارات و معیارهایمان را مکتوب کنیم. دقت کنید که نگفتم به آن ها فکر کنیم تاکید می کنیم که مکتوب و مستند.

— بعد از تصمیم گیری، هم خودمان و هم از طریق افراد مستقل بررسی کنیم که آیا بین آنچه محقق شده و آنچه انتظار می رفت تطابقی وجود دارد یا خیر؟

پاسخی بگذارید