بازي گروهي مافيا

دروغ بزرگ

untitled

#مقاله_آموزشی
#انديشه_مافيايی_ دروغ_بزرگ

يک انديشه مافيايی ميگويد : يک دروغ بزرگ بگو و آنقدر مسمم آنرا تکرار کن و از آن دفاع کن تا همه باور کنند.

در دهه 60 میلادی در آمریکا بازی ای به نام “جوجه” در میان بعضی از نوجوانان شرور رواج داشت.این بازی با انتخاب یک جاده مستقیم طولانی انجام میگیرد که خط سفیدی در وسط آن کشیده شده است و دو خودرو با سرعت از هر یک از دو طرف جاده به سوی هم می رانند.انتظار می رود هر یک از آنها چرخ ها را یک طرف روی خط سفید نگه دارد.هر چه به هم نزدیکتر شود نابودی متقابل هرچه قریب الوقوع تر می شود.اگر یکی از آنها پیش از دیگری بپیچد ، دیگری فریاد می زند “جوجه !” و آنکه منحرف شده است تحقیر می شود…
نگران کننده ترین مساله در بازی جوجه برتری بازیکنی است که غیرمنطقی است یا به نظر می رسد که غیرمنطقی است.در واقع تعدادی از نوجوانان از راهکار جالبی در بازی جوجه استفاده می کردند.بازیکن ماهر کاملا مست سوار خودرو می شد ،شیشه های ویسکی را از پنجره بیرون می انداخت تا برای همه روشن کند که چقدر مست است.در مقابل این بازیکن شما منطقا باید بپیچید.جوجه بودن از نظر بدی در درجه دوم و از مردن بهتر است.
در بازی مافیا گاهی موفق ترین استراتژی برای مافیا غیرمنطقی بودن است.برای مثال تصور اینکه دان در روز اول بازی با نقشدار درگیر شود دور از ذهن است و یا ناتاشا منطقا نمی بایست اولین سکوت را به خود بدهد. ولی هر یک از کنش های فوق می تواند به پلیس شناخته شدن مافیا منجر شود.
جمله معروف یوزف گوبلز وزیر تبلیغات هیتلر را به یاد آوریم. او گفته است؛ «دروغ‌هایی که از رسانه‌ها پخش می‌شوند، باید تا حد امکان بزرگ باشند. در این صورت مردم قسمتی از آن را باور خواهند کرد.»
البته از نظر بنده آنتی پلنی که افراد پليس در مقام کاشف ميتوانند انجام دهند ورود به جزئيات رفتاری و پرسش و کندو کاو در برسی اتفاقات غير منطقی در بازی هست.
دقت کنيد که اگر قرار باشد نتيجه گيری ها صرفاً بر مبنای اين باشد که افراد مافيا با برنامه و منطقی عمل ميکنند اين خود يک خطای شناختی است و تا زمانی که جزئيات امر برسی نشود احتمال آسيب پذيری و گرايش به خرافات بالا ميرود.

بنابرين يک استراتژی ساده برای پليس ها در بازی در اينجا مطرح ميشود : انجام نظم و برسی بی نظمی ها و برطرف کردن آنها

Comments are closed.