آشنايی با مفهوم OverChoice

سطح : مقدماتی —
شاخه : تصميم گيری و انتخاب

بيش انتخابی موضوعی است که برای اولين بار ” الوين لويس تافلر ” نويسنده و آينده پژوه آمريکايی در کتاب ” شوک آينده ” در سال 1970 آنرا مطرح ميکند.( فصل دوازدهم
THE ORIGINS OF OVERCHOICE )

بنابر اين نظريه ، پيشرفت تکنولوژی باعث بالارفتن کميت انتخاب افراد ميشود که به دليل زياد شدن آپشن ها و گزينه های روی ميز در انتخاب افراد شکل ميگيرد اما از آنطرف کيفيت انتخاب افراد پايين ميآيد و قدرت تصميم گيری افراد در برابر انبوهی از آپشن ها در انتخابشان دچار ضعف ميشود،و به نوعی آزادی عمل در انتخاب آپشن ها ، محدوديت در شناخت بهترکيفيت آپشن ها را بوجود ميآورد.

برای مثال پيشرفت تکنولوژی به شما کمک ميکند هر مدلی از يک خودرو طراحی کنيد. اين موضوع در ابتدا بسيار جذاب و مفيد تفسير ميشود ، اما مشکل زمانی بوجود ميآيد که اين تعدد آپشن ها مرز های استاندارد ها را بشکند و کاملاً سليقه اي شود.

حال فرض کنيد يک مسابقه طراحی خودرو بين شما دوستان برگزار ميشود ، قائدتاً هر کدوم از شما دوستان بنابه سليقه خودش يک خودرو طراحی ميکند، اين خودرو ها قطعاً از نظر خيلی آپشن ها با هم متفاوت ميباشند و حتی ممکن است از نظر وضع ظاهری هم کاملاً با هم فرق کنند !
مسلماً پيشرفت تکنولوژی به ما اين اجازه را ميدهد که از مرز های استاندارد های قرار داده شده عبور کنيم و هر آپشنی که به آن علاقه داريم ( با توجه به تکنولوژی روز دنيا ) در آن قرار بدهيم.

آزادی عمل در انتخاب آپشن ها ، محدوديت در شناخت بهترکيفيت آپشن ها را بوجود ميآورد.

من دوست دارم خودرويی طراحی کنم که قابليت پرش از يک لاين به لاين ديگر داشته باشد ، شما دوست داری خودرويی طراحی کنی که به صورت مارپيچ حرکت کند و ….

حالا سوال اينجاست که کدوم يکی از خودرو های شما بهترين هست ؟!
ملاک بهتر بودن يا بدتر بودن چيست؟! از نظر من خودرو A بهتر است و از نظر شما خودری B

اينجا دقيقاً نقطه اي هست که تکنولوژی برای ما پديد ميآورد ، و در اينجا کميت ها ميتوانند با بهره گيری از تکنولوژی کيفيت ها را کنار بزنند.
در چنين شرايطی کميت انتخاب های ما به قدری با سرعت افزايش ميآبد که قدرت تصميم گيری بين اين انتخاب ها نميتواند خود را با آن هماهنگ کند و اين باعث ميشود کيفيت انتخاب های ما به شدت افت کند.

اما چاره چيست ؟
ميتوان گفت که يکی از مهم ترين راهکار ها ، استفاده از استاندارد سازی است,
اين استاندارد سازی به ما کمک ميکند تا ملاک و معيار انتخابهايمان شکل منطقی به خود بگيرد و در زمان تصميم برای انتخاب ، دچار خطای overchoice نشويم.
پس همزمان با پيشرفت تکنولوژی ما نياز داريم استاندارد سازی را در دستور کار خود قرار دهيم و در بالابردن کيفيت استاندارد هايمان به صورت پويا و فعال قدم برداريم.

پاسخی بگذارید